|
اینجا رازی است بین من و تو!
|
یه اعتراف!!!!باور کنید هنوزم می خوام از عشق بفهمم.بو کنم.درک کنم.شاد باشم.انتظار بکشم و مثل همه احساساتی باشم آخه همه میگن خیلی باحاله !! اما به خدا نمی شه
.چراشو نمی دونم اما فقط می دونم نمیشه. شایدم نبایدم دیگه بشه؟!!!
مگه یه آدم چند بار عاشق می شه؟ چند بار شکست می خوره ؟ چند بار مضحکه ی دست جنس لطیف می شه ؟! چند بار میشکنه ؟ چند بار دیوونه می شه؟چند بار همه چیشو از دست میده؟ چند بار....؟!
خداییش تقصیر کیه؟من یا اونا؟ باشه قبول.من مقصرم چون اراده نداشتم.چون نه گفتن بلد نبودم.چون نشد که درس عبرت بگیرم از همه و مخصوصا خودم ! اما به خدا همش واسه تنهایی بوده و بس ! واسه فرار از تنهایی بود و فقط تنهایی ! اما نتیجه چی بود؟ تنهایی و تنهایی و بیش تر از تنهایی !!!! واسه اینه که دیگه عاشق نمیشم شاید ! شعر نمیگم شاید! پول ندارم شاید !!! و حسابی... و حسابی تنهام شاید !!![]()

چه زود گذشت!!
انگار اصلا وجود نداشته اون روزایی که میومدیم خونه و اول باید لباسارو عوض می کردیم، دست و صورتمون رو می شستیم و می نشستیم پای تلویزیون و منتظر بودیم تا خانم خامنه ای یا خانم رضایی بگن سلام بچه ها و ... با دیدن هادی و هدا ، پلنگ صورتی و وتو وتو احساس خوش بختی می کردیم واون وقت زندگی می شد مشق و درس و نقاشی و کاردستی و ... یه میوه و اگه بود تنقلاتی و بعدش تو کوچه یار کشی و فوتبال تا شب و بعد شام و خواب و صبح درس و خرید و بازی و ناهار و مدرسه یا اگه هم نوبت صبحی بودیم یه جوری داستان با تغییر ساعت تفریح و درس و ...![]()
خوش به حالمون اون وقتا!
اما حالا چی؟ کامپیوتر،کار،اخبار،اینترنت،پول،دوست دختر و هزار دل مشغولی دیگه!!!
چی به روز ما جوونا اومده؟به کجا داریم میرم؟پس چرا داریم می ریم؟تا کجا باید بریم؟واسه چی باید بریم؟اصلا واسه چی نریم؟اصلا ،اصلا می خوایم که بریم؟
کی می دونه بریدن یعنی چی؟زندگی یعنی چی؟مردگی یعنی چی؟خاطرات یعنی چی؟آرزو یعنی چی؟عاشقی یعنی چی؟عاشقی یعنی چی؟
گل رز یعنی عشق؟پس گل داوودی؟گل یاس؟ عاشقی یعنی وصل؟ عاشقی یعنی فصل؟عاشقی یعنی اصل؟زندگی یعنی وصل؟یعنی فصل؟
عاشقی یعنی با بچه ی همسایه یه نون رو خوردن توی پس کوچه ی درس های امین و اکرم؟ کودک آواره؟ عاشقی یعنی چی؟ عاشقی یعنی کی؟
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پر حرارتند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند ![]()
اردیبهشت(برج ثور)![]()
بوسه های شما با تعلل ولی ژرف و با احساس هستند که پیوسته و پی در پی می آیند ![]()
خرداد(برج جوزا)![]()
بوسه های شما با فوران خنده ، لبخند ، شوخی و مسخره بازی قطع می شود ![]()
تیر(برج سرطان)![]()
بوسه های شما گرم و لطیف است و مایلید تا ابد بدان ادامه دهید ![]()
مرداد(برج اسد)![]()
بوسه های شما پر احساس،همراه با چنگ زدن وگاها گاز گرفتن است و هیچ گاه از بروز آن جلوگیری نمی کنید و دوست داریددیگران شما را به همین دلیل بستایند ![]()
شهریور(برج سنبله)![]()
بوسه های شما بسیار دقیق ، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه اش می شود که شما کار خود را کرده اید ![]()
مهر(برج میزان)![]()
آنقدر نگران وضع تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید ![]()
آبان(برج عقرب)![]()
شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید تا به سراغ مسئله ای بروید که عموما بعد از بوسیدن می رسد
آذر(برج قوس)![]()
بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند واین را سبب می شود که معشوقتان بیشتر و بیشتر طلبش کند ![]()
دی(برج جدی)![]()
بوسه های شما در واقع لحظه ی خلاص شدن و آزادیتان است از استرسی که در طول روز اسیرتان کرده است ![]()
بهمن(برج دلو)![]()
بوسه هایتان خیسند و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگه می دارید ![]()
اسفند(برج حوت)![]()
بوسه های شما رویایی ، خیال انگیز ، عاشقانه و ابدیست![]()
![]()
همیشه...
صداهای بلندند که شنیده میشوند!
پررنگ ترین رنگ ها هستند که دیده میشوند!
و سخت ترین ها خواستنی تر می شوند!
ناگزیر از اینکه:
خوب ها !
چه آسان و ساده می آیند
و بی رنگ می مانند
و...
بی صدا می روند!!!
دختران تا زمانی که ازدواج نکرده اند هیچ چیزی را نمی خواهند
مگر شوهر خود را !
و زمانی که ازدواج کردند، هرآنچه را که نداشته اند
می خواهند از شوهرشان !
شکسپیر
مدت ها بود که همه ذهنم را این سوال پر می کرد
که :
کدامین عاشق
عاشقی بی همتاست؟!
و کنون می دانم!
نام آن عاشق را
او خدای ماهاست!!!
آری دوستان
خداوند عاشق بندگانش است !
پس همه از اینک
ازخدا می خواهیم
آنچه را می جوییم!!!
دوست دارم تا خدا با من شود یار
اما ولی ...
امااگر با او نباشم هم سخن هرگز
چگونه می توان؟
واقعا آیا
چگونه می توان با او بدون او شدن ؟
و کنون
هیچ کسی
آیا شود !؟
بی او شود!؟
با او شود!؟
با او
شود غیر از شدن!؟
بینهایت آرزوهایم
برایم
در دلم
با تو شکفتن بایدش
تا به رویاهای خوش عطر سکوتت از دلم
رنگ احساس سفیدی در نبودن های من
آغاز گرددهر زمان
ای ناز من
نازنین
مه روی من
خالق ذهن و دلم
با تو من از هیچ و پوچ
دنیا شدن را در جهان
دیدم!!!
شنیدم!!!
باورش کردم!!!
و دانستم...
... که حتی این زمان هم
عشق را
باید که ورزیدن گرفت
در جان